Welcome To Weblog PostMan Iran

به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد... (حسین پناهی)

متن شعر پیاده میشم ((یاس♥))
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٦/۱٩  کلمات کلیدی:

صورت خسته-نگران و بی آرامش و مریض
که قایم شده بود زیر آرایش غلیظ
زخمی از خاطرات دیروز
چشم می دوخت به خیابون سرد بی روح
-------------------
با تمام سنگینی نگاه آدما
ادامه می داد او به راه نا تمام
و اولین بار-برای آخرین راه-(هه)
بهتره بگم که آخرین چاه
------------------


تنها-تو دل-تو فکر و با تعجب
دنبال چی بود؟..پول یا توجه؟..
تو روزگاری که هر کسی دنبال آشناست
دخترک می گرده پی یه فرد ناشناس-که
از اون غریبه ها یه عده ماییم
آروم اشاره زد که شیشه تو بده پایین
فقط می تونیم امشبو با تو باشیم و بس
اینو گفت و نشست در ماشینو بست
-----------------
پسر می خواست سر صحبتو وا کنه زود
تیکه مینداخت-منتظر واکنش بود
ولی---دخترک صداشو نمی شنید
تو دنیایی بود که به سادگی نمی شه دید
دیدی بعضی وقتا بغضی تو گلوته
نمی خوای گریه کنی--جلو کسی که پهلوته
هیییییی!امان از این زمان
زمانی که دیگه برد توان از این زبان
-----------------
خواننده همراه:
بی همراه بیهوده
رهسپار این راه بی نور و هم صدا
سپرده خود رو به دست باد
اسیر زندون لحظه ها
 تو دلش دردای بی کران
 خسته از حرفای دیگران
 اسیر مردای بی مرام
 واشک- می بارد باران
--------------
پسر گفت لعنت به این بخت بد
خونه ی ما می مونه واسه وقت بعد
سعی نکن با سکوتت زیر پوستم بری
اگه پایه ای میتونیم خونه دوستم بریم
خوب---حاضری با دو نفر باشی یا نه
معلومه که رفتار دخترک ناشیانه است
سوال تکرار شد--حاضری باشی یا نه
و دخترک به فکر یک شب و یک آشیانه است
گفت بریم----من که همه چی رو از دم باختم
گناهش پای اونا که منو پس انداختن
---------------
عصبانی از خاطرات خاموش قدیمه
پی محبت می گرده توی آغوش غریبه
تو خونه ای رشد کرد که عشق نبود
جای عشق-فحش و مشت و زیر چشم کبود
پدری که جلوی مشکلات مختلف ضعیفه
فقط زورش می رسه به دختر ظریفش
با خودش گفت پشتم به کی ها قرصه
خونواده ام ---اونا رو خدا بیامرزه
اون موقع کی بود احترام به حرفاش بذاره
حالا مجبوره تنش رو به حراج بذاره
--------------
خواننده همراه:
بی همراه بیهوده
رهسپار این راه بی نور و هم صدا
سپرده خود رو به دست باد
اسیر زندون لحظه ها
 تو دلش دردای بی کران
 خسته از حرفای دیگران
 اسیر مردای بی مرام
 واشک- می بارد باران
--------------
ببین تو این قصه ها رو می شنوی و می ری
بعد چند بار شنیدن ازش می گذری و سیری
ممنون از اونی که به دیگری صدامو پاس داد
بگذریم-بریم سراغ داستانی که
امروز نوشتنش رمود من بود
این دردیه که به خیلی ها بوده مربوط
کوه غم بود-ولی یه نور انبوه
پشت کوهه-واسه ناامیدی زوده هنوز
کاری ندارم به اینکه کارش خلاف شرعه
ولی واسه رابطه ها اول علاقه شرطه
وگرنه یه روحه که روی جسمی سواره
چطور تو آغوشی بره وقتی که حسی نداره
--------------
تو این روزگار دردناک وسیاه بی شرم
ای کاش بگه نگه دار من پیاده می شم
راه برای ادامه دادن زیاده بی شک
ای کاش بگه نگه دار من پیاده می شم
پیاده می شم/پیاده می شم
-----------
حرف یاس با مخاطبین:
وقت واسه بیشتر گفتن نبود
می دونم قصه های تو یه عمر آهنگه
سخته نه/هه
خوب خیلی سخته/رسمش همینه
می دونم/رسمش همینه