داستان جالب امتحان دامادها

زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠۶ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.
همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»

/ 5 نظر / 21 بازدید
شیده

[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]دوست داشتی داماد سومی باسی نه؟[مغرور][خجالت]ببخشید شوخی میکنم داداشم

اسماعیل

سلام دوست عزیز [گل] مطالب جالبی داری اگه مایل به تبادل لینک هستی خبرم کن و بگو با چه اسمی لینکت کنم... موفق باشی...

زهرا

خیلی جالب بود!اخه مادرزنهاچیکارکردن که .....؟خدانکنه یه دامادی اینجوری گیرمامانم بیاد!!!!!!!خودم میکشمش!![نیشخند]

سکوت

[پلک][لبخند][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]عالي بود.........[تایید]

فدی جون

ای ول داماد با فکرش